مصاحبه با ندا شاهرخی دربارهٔ “بعد از این”

  • ابتدا قدری درباره‌ خودت توضیح بده، کار تئاتر را از کجا شروع کردی، تحصیلات و شرایطی که ندا شاهرخی را تا امروز به اینجا رسانده چگونه بوده؟

من لیسانم رو از دانشگاه سینما تئاتر گرفتم، بعد از فارغ التحصیلی یکی دوسال در ایران کار کردم. با گروه لیو کار کردم. اولین اجرایی که رفتم سرش در انتظار گودو بود سال ۸۲ که تازه وارد دانشگاه شده بودم و به عنوان مدیر صحنه رفتم سر این کار به کارگردانی آقای علیزاد، بازی حسن معجونی و سعید چنگیزیان. بعد آرام آرام شدم دستیار کارگردان و کارهای زیادی رو با لیو دستیار آقای معجونی یا دیگران بودم. بعد برای فوق الیسانس رفتم فرانسه، دانشگاه پاریس هشت، حوزۀ تخصصم هم تئاتر اجتماعیه. الان هم درگیر دکترا هستم، و به این واسطه مدام در رفت و آمدم. اگر بخوام در یک جمله پاسخ بدم، باید بگم که حول و حوش پانزده سالی هست که در حوزه تئاتر به صورت حرفه‌ای کار می‌کنم؛ به این معنا که محل اصلی درآمدم تئاتر است.

  •  Apres celaیا همان « بعد از این» محصول مشترک ندا شاهرخی، ژان لویی اکل و یاسمن خواجه‌ای است که به صورت مشترک آن را نوشتین، طراحی و کارگردانی کردین. تا جایی که می‌دونم آقای آکل در تابستان ۹۵ ورک شاپی در ایران برگزار می‌کنند و از اونجا به علت علاقه‌ی ایشون به منطق الطیر، قرار می‌شه که روی آن کار بشه، درسته؟

در واقع سه چهار سال قبل از سال ۹۵، خانم خواجه‌ای آقای اکل را در شارلدویل مزیر می‌بیند. اون موقع آخرهای مدیریت آقای اکل در مدرسه بود، چون ایشون ده سال مدیر شارلدویل مزیر بودند. بعد اونجا راجع به منطق‌الطیر حرف می‌زنند و می‌گویند که من خیلی به این متن علاقه دارم و آقای اکل می‌گه یه کار مشترک بکنیم. این می‌شه که بعد از دوسه سال این رفت و آمد‌ها اتفاق می‌افتد، حرفها زده می‌شه تا ما تصمیم گرفتیم ورک شاپ رو توی ایران بگزاریم. سال ۹۵ آقای اکل میاید ایران، دوتا ورک شاپ می‌زاره؛ یکی تئاتر اشیاء و یکی هم منطق‌الطیر. ورک شاپی که روی منطق‌الطیر می‌زاره عروسکی بود و بعد از این ورک شاپ ما تصمیم گرفتیم که روی این متن به صورت مشترک کار کنیم. یعنی دراماتورژی متن کنیم و ببینیم اصلن چه کارهایی می‌خواهیم انجام بدیم. کار‌ها رو جلو بردیم تا فروردین ۹۶ که به مدت یک هفته رفتیم فرانسه. از کمپانی نف، معدود کمپانی‌هایی که هنوز دولت هزینه‌اش رو می‌دهد، ما یه رزیدنس یک هفته‌ای داشتیم. بعد از یک هفته با توجه به تمرینهایی که قبلن کردیم و اونجا داشتیم، اجرا رفتیم. کل منطق الطیر رو با همین رویکرد معاصر، مستند و همۀ اونهایی که هم‌اکنون هم در کار هست اجرا کردیم، که خوب استقبال خیلی خوب بود. مدیر فستیوال شارلدویل مزیر آمده بود، خیلی از نویسنده‌های بزرگ فرانسه، کارگردانهای سینما اومده بودند و خلاصه استقبال زیادی صورت گرفت و چند جا کار دعوت شد. تابستان ۹۶ آقای ژان لویی و خانم خواجه‌ای اومدند ایران، نزدیک یک ماه و نیم، دوماه سر تمرین بودند تا ما به اجرای الان رسیدیم. همون تابستان کاشان اجرا کردیم که بازهم استقبال خوب بود. حالا الان در خدمت شما هستیم که از ۲۶ آذر در سالن مولوی اجرا بریم. در نهایت طراحی‌ حرکات، دراماتورژی و به طور کلی ایده اینکه این اتفاق چطور پیش بره توسط ما سه نفری انجام شده.

  • آیا نمایشنامه‌، یا به هر ترتیب متنی نوشته شده برای کار؟

متن که خوب همون منطق الطیر عطار است، ولی با بخشی قاطی شده که اون بخش مستند است. متنی نوشته نشده نه، همون تکه‌های مستند شخصی آدمهاست که قاطی اشعار شده و کاملن هم مشخص هست که چطور قاطی شده، اینکه چه ربطی داره زندگی این آدمها به منطق الطیر، چه ربطی داره منطق الطیر به ما.

برای من به شخصه این کار از این جهت جذابه که تا به حال هرکس کار رو دیده به من گفته من تا حالا فکر می‌کردم منطق الطیر یه کتابه، یه کتابی که بخونی بری. هیچوقت اینطوری بهش نگاه نکرده بودیم، و این برای ما خیلی جذابه که تماشاگر اینقدر احساس نزدیکی می‌کنه با اشعاری که حتی نشنیدشون. در فرانسه ما این کار رو به فارسی اجرا کردیم، البته ترجمه همزمان داشتیم ولی دریافتی که از متن داشتند خیلی جالب بود. برای همین خودم این متن و این نمایش رو خیلی دوست دارم به خاطر اینکه تأثیری که در من و در گروه گذاشت، تأثیر عجیبیه! از دوسال پیش که ما داریم کار می‌کنیم به واسطه‌ی خود متن خیلی چیزهامون تغییر کرده!

  • خودت چه موقع با منطق‌الطیر آشنا شدی؟

شاید ده یا پانزده سال، خیلی سال پیش بود که من منطق‌الطیر رو خوندم و به نظرم چقدر متن جالبی اومد. وقتی خانم خواجه‌ای پیشنهاد کرد که روی این متن کار شه، جزو متونی بود که من دوستش داشتم، شاید مثلاً اگر شاهنامه بود من می‌گفتم نه مرسی؛ چون غلبۀ تمهای مردسالارانه تو شاهنامه همیشه برام غیر قابل هضم بوده.

از آشنایی کلی که بگذریم، ارتباط نزدیک من با منطق‌الطیر، به هرحال، از شروع این کار، از دوسال سه سال قبل شروع شده،. شاید به واسطۀ این کار، صدها بار مجبور بودم این کتاب رو بخونم. کار سختیه متن به این بزرگی رو بیاری توی تئاتر، یه جوری که نه وجه ادبیش از بین بره و شما احساس کنی که دیگه عطار نیست و نه احساس کنی که داری یه شعر رو روی صحنه می‌خونی، احساس کنی که این تئاتر است.

نه تنها رابطه‌ی من، رابطه‌ی گروه با این متن خیلی قوی شده، گروهی که اغلب بچه‌های جوانند که ۲۰، ۲۱ سال دارند.  ما در منطق‌الطیر وادی‌ها رو داریم و بین این وادی‌ها یک‌سری حکایت است واین خیلی جنبۀ پست‌مدرن می‌ده به عطار، بین وادی‌ها ممکنه ده تا بیست‌ تا حکایت باشه که اسم ندارند. بچه‌ها خیلی نزدیک شده‌اند به متن، همۀ حکایت‌ها و همۀ شعرها برای بچه‌هایی به این سن بارها خونده شده، خیلی خوب رابطه گرفتن، خب چون دوسال است که با منطق‌الطیرند و لذت بخش بوده براشون.

  • با توجه به اینکه این نمایش متن نمایشی نداشته است و باتوجه به حساسیتی که می‌دونم خودت نسبت به کلمات داری، این کار تئاتر است، پرفورمنس است یا چی؟

این کار تئاتر است، تلفیقی از تئاتر مستند و تئاتر است، به هیچ عنوان پرفورمنس با تعریف پرفورمنس در ایران نیست، از این جهت به پرفورمنس نزدیک است که همون اصل پرفورمنس Showing doing، نشان دادن انجام دادن در قسمت مستندش اتفاق می‌افتد. بخش مستندش در لحظه داره اتفاق می‌افتد و همه چیزش در لحظه است و تماشاگر این را می‌فهمد. ازاین نظر که اینقدر به لحظه نزدیک است و هیچ بازی توش نداره در بخش مستند به پرفورمنس نزدیک است.

  • به این فکر کردین که این کار را به فرانسه اجرا کنید؟ یا روشهایی برای دوزبانه کردن اجرا در نظر دارین؟

بله، این کار محصول مشترک فانوس و نف هستش و کمپانی نف مثل هر کمپانی حرفه‌ای دیگری خودش پخش کننده داره، عوامل خودش رو داره. به همین علت تصمیم بر این هست که بعد از اجرا بفرستیمش برای فستیوال مبارک، بعد بره شارلدویل مزیر و بعد چرخشش رو سال بعد شروع کنه، بتونه به چند تا فستیوال و جاهای مختلف بره. بچه‌ها الان همه دارن فرانسه می‌خونن و ما فکر کردیم که فرانسه فارسی‌اش کنیم، مخصوصا بخش مستند‌هایش رو بچه‌ها یه جاهاییش رو به فرانسه بگن، جاهایی که نمی‌تونن رو هم زیرنویس بدیم.

  • برای بعد از اجرای بعد از این منتظر چه کارهایی باشیم ازت؟

اجرای بعدیم اجرایی هست در عید. به فرانسه می‌ریم و یک اجرای مشترک داریم که تولید فانوس، خانه‌ی هنر خرد و دو کمپانی در اونجا هست. شش معلم از ایران و شش معلم از فرانسه، نه دانش اموز سوم دبیرستان از هردو کشور انتخاب شده‌اند، بینشون رابطه‌هایی ایجاد شده و در نهایت کاری رو شکل می‌دیم که بعد از یک هفته رزیدنسی در فرانسه اجرا خواهیم کرد که البته اجرای نهایی‌اش در ایران خواهد بود. راجع به پورتره است و نگاه من و اینکه من چه جوری به نظر می‌رسم. اردیبهشت هم یک اجرا دارم که خانم نسیم ادبی و آقای مرتضی یونس‌زاده درش بازی می‌کنند، که از قبل یک رزیدنسی داشتیم، در اونجا اجرا شده، کاملتر خواهد شد و در ایران اجرا خواهیم کرد. کار صحنه‌ای است که کارگردانی‌اش با من و خانم خواجه‌ای است، اما بخش تکنیکش، که چون تکنیکش هم خیلی عجیب غریب است، با فرانسه‌ است که در اردیبهشت اجرا خواهیم رفت.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *